پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
178
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
حسين و يارانش ، با آن كه در محاصرهء دشمن قرار گرفته و گرما و بى آبى و در پىِ آن تشنگى ، جان آنها را تهديد مىكرد ، مصمّم و سازشناپذير براى هر رويدادى خود را آماده كرده بودند . عبيداللّه بن زياد و فرماندهء لشكر او عمر بن سعد نيز از فراوانى لشكر خويش و بى كسى و تنهايى حسين ( ع ) شادمان و خشنود ، پيروزى خود را حتمى مىديدند . از اين رو عمر بن سعد به لشكريانش فرياد زد : اى لشكر خدا ! سوار شويد و مژدهء بهشت بگيريد ! در اين هنگام ، حسين ( ع ) در جلوى خيمهء خويش نشسته و بر شمشيرش تكيه داده و سر بر زانو نهاده بود . گويا به خواب خوشى فرو رفته بود . زينب ( س ) چون سر و صداى لشكر را شنيد ، نزد برادر دويد و گفت : اى برادرم ! آيا اين صداهايى كه نزديك مىشود را نمىشنوى ؟ امام حسين ( ع ) سر از زانو بلند كرد و گفت : هم اكنون در خواب ، رسول خدا ( ص ) را ديدم كه به من مىفرمود : به راستى تو فردا نزد ما خواهى بود . . . . چون عبّاس نزد حسين ( ع ) رسيد و او را از خواستهء دشمن آگاه كرد ، امام حسين ( ع ) فرمود : برادر ! نزد آنان برگرد و اگر توانستى كار را به فردا واگذار تا امشب را به نماز و نيايش و طلب آمرزش از او سپرى سازيم . خدا مىداند كه من گزاردن نماز ، تلاوت قرآن ، بسيارى دعا و درخواست آمرزش را دوست دارم . . . . علىّ بن حسين ( ع ) مىگويد : فرستادهء عمر سعد به سوى ما آمد و در جايى ايستاد كه صدا رس باشد ، آن گاه گفت : تا فردا به شما مهلت داديم ، اگر تسليم شديد كه شما را پيش امير عبيداللّه بن زياد مىفرستيم و اگر نپذيرفتيد دست از شما برنمىداريم . « 1 » 2 - 19 . بررسى محتوايى مقتل الشّمس مؤلّف اين مقتل پارسى در تأليف آن از متونى همانند : مقاتل الطّالبين ، ارشاد ، تاريخ طبرى ، مروج الذّهب ، شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، عقد الفريد ، امالى ، الكامل ، الفتوح ، لهوف ، فصول المهمّية ، نفس المهموم ، ثواب الاعمال ، مقتل مقرم و فرسان الهيجاء سود جسته و سعى كرده است نگاهى از سر تحقيق و تحليل به واقعهء كربلا داشته باشد ، و از آوردن روايات ضعيف و مطالب تاريخى مجعول خوددارى كند ، همان گونه كه خود در مقدّمهء كتاب يادآور شده است :
--> ( 1 ) . همان ، ص 177 - 180 .